یک نفر آمد که شاید حال ما بهتر کندبا حضورش بخت بد از فال ما کمتر کند
آمد از شیرین برای تلخی فرهاد گفت مو پریشان کرده بود و در میان باد گفت
آن قدر شیرین ز شور و عشق گفتساده دل، بی چاره دل را برد مفت گفت بامن گر بمانی حال تو بهتر کنمنام تو، آوازه ات س
برچسب:
نویسنده: یونا رستمی
تاريخ: چهارشنبه
11 فروردين
1400 ساعت: 21:05